
برای دیدن مقاله به ادامه ی مطلب بروید


حتما برای همه شما پیش آمده در جایی که کار می کنید، احساس کنید نسبت به نفر بالادستی بیشتر می دانید و حتی در جاهایی بهتر عمل می کنید.
اگر شما هم یکی از کارمندانی هستید که بیشتر از رئیس تان می دانید، ممکن است به جایی رسیده باشید که با خودتان بگویید: «اگر به جای رئیسم بودم می توانستم کارهای بهتری انجام دهم.» اما چطور می توان به چنین جایگاهی رسید؟
حتما در مورد تلاش و کوشش و این که در بسیاری از موارد مهم تر از هوش عمل می کند، شنیده اید. بد نیست بدانید که آنچه شنیده اید درست است و بیشتر مدیران سطح بالا، هوش متوسطی دارند و آنچه آن ها را از دیگران متمایز می کند همان تلاش و کوشش و به کار بردن راهکارهای ساده ای است که در عین حال نادیده گرفته می شود.
در اصل شما با راهبردهایی که به کار می برید می توانید هر روز خود را به رئیس شدن نزدیک کنید.
● رقیب های تجاری همه جا هستند
باید کاری را که در آن مشغول فعالیت هستید خوب بشناسید. با الگوها و وظایف روزانه خود، مدیران این صنعت، چالش های مشترک و این که چه چیزی شرکت شما را در بازار با بقیه متفاوت می کند، کاملا آشنا باشید. برای رسیدن به این منظور باید مجله های مرتبط با زمینه فعالیت خود را مرتب بخوانید و به صورت آنلاین از اخبار مرتبط نیز باخبر شوید.
مدیرانی که دانش شان در کار بیشتر از شماست، کمک موثری هستند، پس از آن ها غافل نشوید و گاهی با آن ها مکالمه کنید. در واقع شما باید نسبت به تجارتی که در آن کار می کنید دیدگاهی همه جانبه و کلی داشته باشید. به این ترتیب زمینه های علاقه و استعدادتان نیز مشخص می شود. باید رقیبان تجاری خود را بشناسید و نیاز بازار و مشتریان را بشناسید و در همان راستا به فعالیت بپردازید. به یاد داشته باشید شما جزئی از شبکه بی انتهای بازارهای تجاری هستید بنابراین باید اصول و معیاری های کلی را هم بدانید.
● کار تفریح نیست
کنجکاو و فعال باشید. نظرات کارکنان را دنبال کنید، آنچه انجام می دهند، مواردی که آن ها را از شرکت ناراضی می کند، نگرانی های آن ها و در نهایت این که چه کارهایی می تواند بهتر انجام شود و در نتیجه بازده شرکت را بالا ببرد راپیگیری کرده و هر راهکاری که به ذهن تان می رسد دنبال کنید. اگر واقعا می خواهید روزی خود را پشت میز ریاست ببینید باید فعال باشید. کار تفریح نیست که چند روز انجامش دهید و بعد هم تمام! برای رئیس شدن باید سوال کنید و کنجکاوی خود را همیشه با خود داشته باشید.
ضمن آن که علاقه مند به یادگیری باشید و آغوش خود را برای دریافت معلومات بیشتر باز نگه دارید. مسلما این کنجکاوی و فعالیت در دنیای پرسرعت تکنولوژی و شیوه های کسب و کار بسیار ضروری است. برای نشان دادن اشتیاق تان می توانید در دوره های آموزشی اضافه شرکت کنید. با توجه به هر آنچه مدارک تحصیلی به شما عرضه می کند باز هم می توانید چیزهای جدید بیاموزید. در مورد چگونگی برگزاری سمینارها و کارگاه های علمی از رئیس تان سوال کنید و فایده آن در ارتقای سطح دانش فعلی تان را بررسی کنید.
● این ژست را داشته باشید
اگر می خواهید رئیس شوید باید مانند یک رئیس رفتار کنید. نشان دهید ابتکار عمل دارید و مشتاق یادگیری و رشد در کارتان هستید اما هیچ وقت سعی نکنید نگاهی عاقل اندر سفیه به رئیس تان بیندازید یا طوری عمل کنید که او احساس کند شما ممکن است شغل او را به چالش بکشید و آن را به خطر بیندازید. باید سعی کنید در نظر رئیس تان فردی کارآمد جلوه کنید. وقتی خود را باهوش، کاردان و علاقه مند به کار نشان دهید مطمئن باشید استحقاق رئیس شدن را دارید. همان طور که با رفتار و عمل تان جلو می روید خود را نه برای شغلی که دارید بلکه برای شغلی که می خواهید آماده می کنید.
● اگر به دنبال احترام هستی، اینطور رفتار کن
همیشه بازیکن تیم باشید. این که شما همکار یا سرپرست کسی باشید فرقی نمی کند همین که در یک زمینه فعالیت کنید و با یکدیگر خوب کار کنید چیزی که عاید شما خواهد شد احترام است. این موضوعی است که حتی وقتی شما رئیس شدید برای شما نکته ای مثبت تلقی می شود. از سوی دیگر اگر می خواهید در محل کار همه به شما احترام بگذارند و عقاید و ایده های تان را قبول کنند باید به اندازه کافی در کار جدی باشید و این را هم به دیگران منتقل کنید.
● کارهای کوچک را دست کم نگیرید
اگر فرصتی دست داد حتما برای انجام کار و مسئولیت بیشتر داوطلب شوید. این کار فرصتی را برای شما فراهم می کند تا با افراد جدیدی در شرکت آشنا شوید و ارتباط بیشتری را با افراد مختلف مانند مدیران سطوح گوناگون سازمان برقرار کنید.
این به آن معناست که در آینده افراد بیشتری شاهد اخلاق کاری شما و نحوه مدیریت تان خواهند بود. مزیتی که این کار دارد این است که در آینده شما راحت تر نردبان ترقی را بالا می روید و حرکات بعدی خود را با دقت انجام می دهید. استراتژی های شغلی خود را معین کنید. گاهی انجام چند کار کوچک در کنار وظایف اصلی بهتر از بر عهده گرفتن پروژه های بزرگ است.
درحالی که دیگران برای به دست آوردن مسئولیت های چشمگیر با هم رقابت می کنند، شما می توانید به راحتی از طریق انجام کارهای کوچک اما مفید ارزش و اعتبار خود را افزایش دهید. بدون تلاش و کوشش فراوان هیچ وقت رئیس نخواهد شد. اگر همیشه برای انجام کار بیشتر اشتیاق داشته و هدفمند باشید، اضافه کاری های تان فرصتی برای شما فراهم می کند که وقتی رئیس شدید حتی الگو شوید.
تا می توانید سعی کنید کار مستقل انجام دهید تا تجارب دقیق تری به دست آورده و به خاطر کاری که انجام داده اید شناخته شوید. در اصل به این ترتیب کاری که انجام شده تنها به وسیله یک نفر بوده که آن هم شمایید. بنابراین می توانید شناخته شده تر در سازمان کار کنید. توانایی شما در انجام کاری واحد بر سبک مدیریت سرپرست شما متکی خواهد بود. حتی اگر رئیس شما یک مدیر کوچک باشد ممکن است شما راحت تر بتوانید مستقل کار کنید و با بیان علاقه و اشتیاق تان به رشد حرفه ای بهتر عمل کنید. معمولا ضعف در یک قسمت باید زمینه رشد برای فرد باشد و در اینجا یک مدیر ناآگاه این زمینه را برای شما فراهم می کند.


همه می دانند که در مدارس ما مهارت های اصولی مثل خواندن، نوشتن و… به درستی آموخته نمی شود ولی علاوه بر این موضوعات، مهارت های دیگری نیز در زندگی ضروری است و تنها زمانی فرزندتان آنها را یاد می گیرند که آموزگاری قالب شکن داشته باشند.
برای لحظه ای درمورد تجربیات شخصی خودتان فکر کنید. آیا پس از ترک کردن دبیرستان، تمام نکات لازم را برای موفقیت در زندگی می دانستید؟ اگر شما خوش شانس بودید علاوه بر خواندن و نوشتن کمی تاریخ و ریاضی می دانستید و اگر شانس با شما بیشتر یار بود از عادات لازم برای موفقیت در دانشگاه نیز برخوردار می شدید ولی آیا برای زندگی واقعی آمادگی داشتید؟
به احتمال قوی خیر! مگر اینکه والدین تان به شما مهارت های لازم را می آموختند. در واقع بسیاری از ما فاقد مهارت های لازم هستیم و عواقب ناخوشایند آن را نیز می پردازیم!
شاید بگویید فراگرفتن این مسائل بخشی از زندگی است. درست است، ولی شما می توانید کودک خود را از قبل آماده کنید و اگر مدارس نتوانند این مهارت ها را به او یاد دهند، پس باید خودتان دست به کار شوید! باید به کودکتان قبل از رسیدن به مرحله بزرگسالی مهارت های اساسی را بیاموزید (شاید بتوانید چند مهارت دیگر را به فهرست ما اضافه کنید ولی به هرحال این فهرست برای شروع کافی است!)
چگونه می توانید نکات موردنیاز را به کودکان خود بیاموزید؟ یادتان باشد برای فرزندتان سخنرانی نکنید! بهترین راه این است که خودتان برای او الگو باشید. شما باید به کودکتان اجازه دهید با نظارت شما دست به آزمون و خطا بزند و از اشتباهات خود درس بگیرد.
هر از گاهی درمورد آموخته های فرزندتان با او حرف بزنید. اما مهارت های لازم:
● مسائل مالی
▪ پس انداز کردن: «کمتر از درآمد خود خرج کنید». این، یک نکته بدیهی است ولی معدودی از جوانان آن را به کار می بندند. به فرزند خود از همان سنین پایین یاد دهید که بخشی از پولی را که به دست می آورد در بانک بگذارد. او باید کالایی را برای خود درنظر بگیرد و برای به دست آوردن پول آن تلاش کند.
▪ بودجه: بسیاری از بزرگسالان فاقد مهارت لازم برای تعیین بودجه هستند و به همین دلیل با مشکلات زیادی روبرو می شوند.
به کودکان خود مهارت های لازم را برای تعیین بودجه بیاموزید تا در بزرگسالی دچار مشکل نشوند. البته می توانید تا زمان نوجوانی فرزندتان صبر کنید ولی بهتر است زودتر این کار را انجام دهید تا آنها به اهمیت ریاضیات پی ببرند!
▪ پرداخت صورت حساب: از فرزند خود بخواهید یک صورت حساب را به موقع پرداخت کند. به او طریقه نوشتن چک و سند را یاد دهید.
▪ سرمایه گذاری: سرمایه گذاری چیست و چه ضرورتی دارد؟ چگونه می توانید دست به این کار بزنید و چه راههایی برای انجام آن وجود دارد؟ چگونه می توانید از درست بودن یک سرمایه گذاری مطمئن شوید؟ در این مورد با فرزند نوجوان خود گفت وگو کنید.
▪ صرفه جویی: باید از همان سنین پایین به فرزند خود صرفه جویی را بیاموزید. به او یاد دهید که به دنبال اجناس ارزان ولی باکیفیت بگردد و اسراف نکند ولی متأسفانه والدین با اعمال خود، بیشتر از آنکه این کار را انجام دهند به فرزند خود ولخرجی را می آموزند!
▪ استفاده از کارت اعتباری: بسیاری از بزرگسالان نمی توانند از کارت اعتباری استفاده کنند. به فرزندتان یاد دهید فقط درصورت نیاز از کارت اعتباری استفاده کند و در ضمن تا حد امکان زیربار قرض نرود.
▪ بازنشستگی: آیا بهتر است پس از یک عمر تلاش، بازنشسته شوید یا اینکه در طول زندگی هرازگاهی به خودتان استراحت بدهید؟
این، یک سؤال شخصی است ولی فرزند شما باید از گزینه های پیش روی خود آگاه باشد. چه لزومی دارد که در جوانی بر روی مسئله بازنشستگی سرمایه گذاری کند؟ بهتر است در این مورد با فرزندتان حرف بزنید.
▪ امور خیریه: شرکت در امور خیریه چه مالی و چه اجتماعی اهمیت زیادی دارد، این مسئله را حتماً به کودک خود یاد دهید.
● فکر کردن
▪ فکر کردن به مسائل اساسی: یکی از مهارت های مهمی که کودکان ما در مدارس یاد نمی گیرند فکر کردن در مورد مسائل اساسی است. امروزه به کودکان یاد داده می شود که همانند یک روبوت به حرف های آموزگار گوش دهند، سؤال نکنند و هر آنچه را که می شنوند بپذیرند!
اگر شما یک کارفرما باشید احتمالا دوست دارید کارمندتان چنین ویژگی ای داشته باشد ولی آیا در مورد فرزندتان نیز چنین نظری دارید؟
اگر پاسخ شما منفی است پس سؤال کردن و مهارت یافتن جواب را به او یاد دهید. گفت وگو کردن می تواند بسیار مؤثر باشد.
▪ خواندن: در مدارس خواندن به شکل خسته کننده ای مطرح می شود. شما باید دنیای شگفت انگیز خواندن را به فرزندتان نشان دهید و او باید استفاده از اینترنت را فرا بگیرد.
● موفقیت
▪ خوشبینی: درست است که فکر کردن مهارت مهمی می باشد ولی نباید اهمیت خوشبینی را در زندگی از یاد ببرید.
مطمئناً گاهی مشکلاتی پیش می آید ولی می توان آنها را حل کرد. به جای شکایت کردن راه حل مناسب را پیدا کنید و مهم تر از همه اینکه به توانایی های خودتان ایمان داشته باشید و دست از افکار منفی بردارید.
▪ انگیزه: به فرزند خود یاد دهید که عامل اساسی برای رسیدن به هدف، انگیزه است نه انضباط. او باید بداند که چگونه می تواند انگیزه خود را تقویت کند و رسیدن به هدف چه احساس خوبی دارد.
با اهداف کوچک و قابل دسترس شروع کنید و به فرزند خود اجازه دهید مهارت های لازم را کسب نماید.
▪ مسامحه و تعلل: تمام بزرگسالان (و حتی کودکان!) با چنین مشکلی دست و پنجه نرم می کنند. درست است که باید گاهی دست از کار کشید ولی وقتی مسئله مهمی پیش می آید چگونه می توان به تفریح پرداخت؟!
دلایل مسامحه کاری و راه های برطرف کردن آن را به فرزند خود یاد دهید.
▪ اشتیاق: یکی از مهمترین راهها برای رسیدن به موفقیت، یافتن هدفی مورد علاقه است. فرزند شما در سنین پایین این موضوع را نمی داند ولی شما باید به او در این ارتباط کمک کنید.
● مسائل اجتماعی
▪ رقابت منفی: کودکان معمولا مقوله رقابت را خیلی زود یاد می گیرند ولی این مسئله ممکن است به رنجش اطرافیان بیانجامد. به جای این کار به فرزند خود یاد دهید که لزوماً تنها یک نفر نباید موفق شود و موفقیت دیگران به موفقیت او منجر می شود. به وی یاد دهید که یافتن دوست بهتر از دشمن تراشی است. قبل از رقابت، همکاری و کار گروهی را به فرزندتان یاد دهید.
▪ محبت: در حال حاضر این مسئله را در مدارس نمی توان آموخت!
در واقع به جای اینکه در مدارس به کودکان بیاموزند که با دیگران مهربان باشند و برای التیام بخشیدن به آلام دیگران تلاش کنند آزار رساندن به مردم را یاد می دهند!
به کودکتان بیاموزید خود را جای دیگران بگذارد و پس از درک آنها به کمک شان بشتابد.
▪ عشق: عشق برادر دوقلوی محبت است. تنها تفاوت این دو مقوله بسیار مهم این است که یک فرد با محبت برای کاهش آلام دیگران تلاش می کند درحالی که یک شخص عاشق به دنبال شاد کردن آنهاست.
▪ گوش دادن: آیا در مدارس به کودکان طریقه درست گوش کردن آموزش داده می شود؟ و یا مهارت حرف زدن با دیگران؟
پاسخ، منفی است و به همین علت بسیاری از بزرگسالان فاقد این مهارت اساسی هستند. به کودک خود یاد دهید که حقیقتا به حرف های دیگران گوش دهد و سعی کند آنها را بفهمد.
▪ گفت وگو: گفت وگو رابطه تنگاتنگی با گوش دادن دارد ولی این هنر را نمی توان در مدارس یاد گرفت. درواقع گاهی در مدارس به کودکان یاد داده می شود که گفت وگو کار ناپسندی است درحالی که در اکثر مواقع این کار، ضروری است.
گفت وگو یک مهارت بسیار مهم اجتماعی است که ابتدا باید در خانه آموخته شود. به جای حرف زدن با کودک خود با او گفت وگو کنید.
● مسائل علمی
▪ اتومبیل: داشتن اتومبیل چه ضرورتی دارد؟ چگونه می توان یک اتومبیل مناسب خرید؟ چگونه باید اتومبیل را نگه داشت؟ موتور اتومبیل چگونه کار می کند؟ چگونه می توان اتومبیل را تعمیر کرد؟ باید هم پسران و هم دختران چنین مسائلی را یاد بگیرند.
▪ کارهای خانه: چگونه می توان به کارهای خانه رسیدگی کرد؟ به فرزندتان یاد دهید تا حد امکان کارهایی مثل راه انداختن سیستم های گرمایشی و سرمایشی، رنگ آمیزی، باغبانی و… را خودش انجام دهد و تنها در مواقع لزوم به متخصص مراجعه کند.
▪ نظافت: بسیاری از بزرگسالان طریقه شستن و اتو کشیدن لباس، نظافت خانه و مسائلی از این قبیل را نمی دانند و برنامه ای برای این کارها ندارند.
به جای اینکه فقط به کودک خود بگوئید که چه کار کند و چه کار نکند این مسائل را به او بیاموزید.
▪ سازمان دهی: به کودک خود، طریقه مرتب کردن وسایل، تهیه فهرست کارهایی که باید انجام شود و تمرکز بر روی کارهای مهم را بیاموزید.
شادی
▪ درحال زندگی کنید: «درحال زندگی کردن» مهارت مهمی است که در مدرسه آموخته نمی شود. درواقع کودکان به طور غریزی واجد چنین خصلتی هستند ولی به تدریج که بزرگ تر می شوند در مورد آینده و گذشته فکر می کنند و زمان حال را از یاد می برند. مهارت «در حال زندگی کردن» تأثیرات مثبت زیادی دارد.
▪ از زندگی خود لذت ببرید: کودکان با این مسئله مشکلی ندارند ولی دانستن اهمیت آن و نشان دادن راه های مناسب رسیدن به این هدف بسیار کارساز خواهد بود.
▪ برای زندگی خود هدفی تعیین کنید: داشتن هدف در زندگی حائزاهمیت فراوانی است، چه علت آن عقاید مذهبی باشد و چه تلاش برای شاد کردن اعضای خانواده. به کودکان خود اهمیت این مسئله را یادآوری کنید و برای آنها الگوی مناسبی در این زمینه باشید.
▪ ارتباطات صمیمانه خود را تقویت کنید: بهترین راه برای اینکه به کودک خود این مسئله را یاد دهید این است که با او و همسرتان رابطه صمیمانه ای برقرار کنید. در مورد اهمیت این مسئله با فرزندتان حرف بزنید.
هر ارتباطی ممکن است روزی دچار مشکل شود ولی با استفاده از مهارت های ارتباطی و مهربانی می توان بر این مشکلات فائق آمد.
حج، فرصتی برای گسترش تفکر ناب اسلامی بر مبنای وحدت دیانت و سیاست است
ببینید و پند بگیرید
ایران اراده مستکبران را درهم شکسته است؛ 2 توصیه مهم رهبر انقلاب به نیروی دریایی
نباید با ایران شوخی کرد/ حمله تل آویو به تهران مثل آتش زدن بنزین است
سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی
مراسم دهه اول محرم 90 با مداحی حاج محمود کریمی
مقاله ی مشکلات تحصیلی دبیرستان دکتر حسابی
خطیب جمعه ی تهران: بسیج و سپاه آمریکا را گیج کردهاند
نامه لاریجانی به احمدینژاد درباره تخم مرغ

ارسال شده توسط شایان در تاریخ جمعه ٢٥ آذر ،۱۳٩٠ | نظرات شما ()